تبليغاتX
با عشق ممکن است تمام محال ها
با عشق ممکن است تمام محال ها

هرگز اميد را از كسي سلب نكن ، شايد اين تنها چيزي باشد كه دارد...

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

سه شنبه 30 مرداد1386- -محیا

 

    

لینک ثابت |

پنجشنبه 25 مرداد1386- -محیا

سلام دوستای نازم! با من قهرید نکنه؟! چرا نیستید؟ چرا نظر نمیدید؟ چی شده؟

...

لینک ثابت |

پنجشنبه 18 مرداد1386- -محیا

سلام دوستای خوب و ناز و مهربونم  ایشالله که حال همتون خوبه خوبه

امروز آخرین جلسه ی کلاسم بود! امسال تابستون هم اینطوری گذشت. من شدم خانوم معلم و کلی تجربه کسب کردم! کلی رفیق پیدا کردم و ...

در کل، این مفید ترین تابستونه عمرم بود!

دوستای خوبم،امروز یه دوست برام درد دل می کرد. از عشق مقدسی می گفت که شکست خورده. اون اشک می ریخت و از عشقش می گفت، منم ...

برام جالب بود که به من نمی گفت "عاشق نشو" بهم می گفت اگه عاشق شدی، توکلت رو به خدا چندین برابر کن... 

می گفت عشق های پاک هیچ وقت به سر انجام نمی رسن. راست می گفت شاید . اما چرا؟ چرا باید اینطور باشه؟ اشکال از جفای روزگاره یا نیرنگ و ریای آدماش؟

عشق پاک چیه اصلاْ؟ ...

وجود داره آیا؟! ...

با هیچ کدوم از اینا کار ندارم، فقط دوست دارم به یه سوالم جواب بدید: چرا عاشقا باید اینقدر مکافات و سختی رو تحمل کنن؟ واقعاْ عاشق شدن یه نعمته یا مجازات؟؟؟؟

لینک ثابت |

دوشنبه 15 مرداد1386- -محیا

سلام سلام!

خوبین رفقای گلم؟!!!

اولاْ که همتونو دعا کردم  خدا قسمت شمام بکنه، رفته بودم مشهد  وای ی ی ی! چقدر مشهد بزرگ و قشنگ شده بود. چه عظمتی داشت حرم امام رضا(ع)...

جاتون خالی بود حسابی...

بعدش هم که، خبر دارید که نتایج کنکورو دادن. رتبه ام از پارسال بهتر تره! (ولی خوب نیست) به هر حال هنوز محتاج دعای شما دوستای گلم هستم. هرچند که می دونم همینقدرش هم به خاطر دعای شما ها بوده و من همچین هوشی در خودم سراغ ندارم!!!

راستی، بهتون نگفته بودم که خانوم معلم شدم!؟  از اولای تابستون من خانوم معلمم! کلی شاگرد کوچولو موچولو و دوست داشتنی دارم!!  از شیطنت هاشون که بگذریم، بچه های خوبین! خلاصه که این چهارشنبه آخرین جلسه ی کلاسمه و بچه ها غصه دار شدن کلی! امروز یکی از پسر کوچولو های کلاسم داشت گریه می کرد و می گفت چرا کلاس تموم میشه!؟

می دونین، گاهی وقتا حسودیم میشه به بچه های کوچولو... مشهد که بودیم، توی حرم، به یه دختر کوچولوی ۶-۵ ساله یه دونه شکلات دادم و باهاش یه کمی گل یا پوچ بازی کردم. یه کمی که از بازیمون گذشته بود محکم بغلم کرد و کناره گوشم گفت : دوستت دارم...

اما ما بزرگ تر ها چی؟! ...

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس