نازنینم … نازنینم … به خدا عاشق ترینم .
هزاران گل تو گلخونه نشسته .
شقایق و بنفشه، دسته دسته .
ولی عاشق تو، ای نازنینم،به هیچ گلی به جز تو دل نبسته .
برای توست که دشت پر از قشنگیست …
طنین آسمون ها لاجوردیست ...
برای توست که رودخونه رونه
(( آیینه)) تا افق رنگین کمونه
نازنینم …
نبینم اشکی از چشمات بباره
کسی بر روی قلبت پا بزاره
بمیرم تا که اون روز رو نبینم
توی چشمات نازنینم ، سایه غم…
همه بهار را بعد از تو شناختن
شب یلدا را از موی تو ساختن
همون ها که ستاره نام گرفتن
از اون چشمای تو الهام گرفتن …
تو خورشیدی که ((ابر)) را می سوزونی
تو ((برکه)) رو به دریا می رسونی
به هر جا پا بگذاری تو، بهاره
کویر زیر قدمهات سبزه زاره
بگذار منت به من ، ای بهترینم
تا مثل خاک به زیر پات بشینم
به درگاه خداوند من چه کردم ؟
که از لطفش به من داد ، نازنینم …